يونس موصلي دربارهٴ برخي موضوعهاي رياضي به بحث پرداخت و يكي از مسائل رياضي فردريك دوم را حل كرد. يكي از شاگردان ابن يونس به نام قيصر بن ابيالقاسم، كه در وهلهٴ اول موسيقيدان و مهندس بود، در 1225، يك كرهٴ آسماني ساخت و اين كره هنوز در موزهٴ ناپل باقي است. وي رسالهاي را در بحث از مصادرات اقليدس به نصيرالدين طوسي (1201 ـ 1274) تقديم كرده است. اين مطلب موٴيد آن است كه اين رياضيدان بزرگ، كه در كتاب بعدي از او سخن خواهيم گفت، پيش از نيمهٴ سدهٴ سيزدهم، هم داراي شهرت و اعتبار بود. بالاخره ابنلبُودي زيجي ساخت، و رسالههاي مختلفي در باب رياضيات و احكام نجوم (اخترگويي) نوشت. هيچ كدام از اينها درخور اعتباري نيست، ولي نشان ميدهد كه رياضيات و اخترشناسي در قلمرو خلافت شرقي فراموش نشده بود.
4. سرياني. سليمان بصري نسطوري رسالهاي دربارهٴ شكل افلاك و زمين تأليف كرد، كه در دست نيست، و رسالهٴ ديگري در باب گاهشماري نوشت.
بخشي از محاورات سليمان بارشكو، متكلم يعقوبي، دربارهٴ رياضيات و موسيقي است. باب چهارم كتاب گنجينههاي او حاوي شرحي از عقايد جهانشناسي اوست.
5 . يهوديان غربي. كارهاي يهوديان سخت ناچيز بود، و آن هم فقط در غرب صورت گرفت.
هارون بن مِشُلًم لونلي به مطالعهٴ تطبيقي گاهشماري مسيحي و يهودي پرداخت. رسالهاي در اخترگويي به رازگراي آلماني يهودا هه ـ حَسِد منسوب است. يعقوب آناطولي
مجسطي (حدود 1231)، و منتخبالمجسطي ابن رشد (كه اصل عربي آن گم شده است)، همچنين رسالهٴ اخترشناسي فرغاني را ترجمه كرد. اين نشانهاي از اعتبار ترجمههاي يهودي بود كه با آن كه كتاب
فرغاني را يوحناي اشبيلي و ژرار كرمونائي دو بار پيش از آناطولي به لاتيني ترجمه كرده بودند، چاپ لاتيني كريستمان (1590)، از روي ترجمهٴ عبري آناطولي برگردانده شد. در واقع آناطولي از يكي از اين دو ترجمهٴ لاتيني، و احتمالاً از ترجمهٴ ژرار، همراه با متن عربي استفاده كرده بود. مهمترين اثر عبري در زمينهٴ رياضيات و اخترشناسي قسمت مربوط بدان در دايرةالمعارفي به نام
مِـدرش هه ـ حُكْمه، تأليف يهودا بن سليمان كوهِـن طليطلي، بود. اين يهودا از جمله كساني بود كه فردريك دوم در مورد رياضيات با وي مكاتبه داشت و در 1247، او را در توسكانا ملاقات كرده بود.
مسلماً ترجمههاي آناطولي از نظر يهود اهميت زيادي داشت، ولي از نظر كليتر داراي اهميت كمتري بود، چون فروتر از ترجمههاي لاتيني بود. اين ترجمهها براي يهوديان بسيار مناسب بود، ولي از نظر انتقال معلومات يونان و عربي به اخترشناسان جديد بينظير نبود.
6. هندي. كانگادِوا نوهٴ بهاسكره در 1205، براي تدريس سِدهانتاشيروماني
مدرسهاي تأسيس كرد. هيچ كار رياضي يا نجومي برجسته را دقيقاً نميتوان به اين مدرسه منسوب دانست. احتمال دارد كه منظور اصلي اين مدرسه مطالعهٴ اخترگويي بوده است. با توجه به اين كه، چنين اوضاعي